کوالا
دیشب خواب کوالارو دیدم
با وجود اینکه 4 و اندکی خوابیدم صبحم به سختی پاشدم یه خاب بامزه برای اولین بار ازش دیدم
یه حس خوبی بهش دارم نمیدونم چرا
خواب دیدم با یه نفر نشستم تو پارک که میبینم سینه خیز داره میاد سمتم
رفتم پیشش ذوق مرگ شدم
گفتم تو اینجا چیکار میکنی
از روزم برام روشن تر بود
بعد نشستیم و داشتیم میوه ایی به ظاهر هندوانه و به باطن پرتقال میخوردیم
که یهو توی بیمارستان دیدم داریم قدم میزنیم
راهروهارو میگشتیم و راجب همه چی حرف میزدیم . خیلی ساده بودم بدون هیچ تعارفی
توی یه اتاق داشتن یکیو عمل میکردن بعد ما وایسادیم نگاه کردیم ک پرستار حسابی شاکی شد
بعدش بهم یه لیوان اب داد
منم دستشو گرفتم
اومدیم بیرون که مامانمو دیدم
مامانم از اینکه دستشو گرفتم ناراحت شد
بعدم گف دارم از بابات طلاق میگیرم امشب نمیام خونه
ک با صدای زنگ بیدار شدم
راستش چن روزه تو فکر کات کردن بودم اما با خوابی ک دیدم منصرف شدم
نمیدونم چرا.....
نظرات شما عزیزان:
موضوعات مرتبط: ادمای مجازی